شنبه، مهر ۰۱، ۱۳۸۵

خدای من خدایی است که پیامبر بزرگش ، که پیامبر شمشیر است ، و به قول ردنسن ، پیامبر مسلح(او به عنوان حمله این وصف را می آورد و من به عنوان افتخار) البته پیامبر من مثل پیامبر مسیحیت کاتولیک رومی نیست که میان ظالم و مظلوم ، آقا و برده ، استعمار روم و استعمار زده فلسطین ، عشق و محبت تبلیغ کند و با چند تا نصیحت - که به درد موضوع انشا می خورد - در برابر امپراطوری وحشی و جهان بخواهد توده ذلیل را نجات دهد و بعد هم دو تا آجان بیایند و منجی قوم اسیر را مثل یک اسیر بگیرند و ببرندش بالای دار و پیامش هم این باشد که ای ملت اسیر استعمار رومی ! کار قیصر را به قیصر واگذارید و کار خدا را به خدا ! اگر آنها به یک طرف صورتتان کشیده زدند رسالت شما این است که طرف دیگر صورتتان را تقدیم ظالم کنید
اما پیامبر ما پیامبر شمشیر است در برابر جنایت و خیانت ، و دیدیم شمشیری که با آن بنی قریظه را دسته دسته ذبح کد ، و توی چاه ریخت ، آن شمشیر که دیگر غلاف شد ، ما را دسته دسته ذبح می کنند و توی چاه می ریزند ! این پیغمبر مذهب من ، پیغمبر قدرت و پیغمبر عزت است
شهید علی شریعتی

3 Comments:

Anonymous ناشناس said...

che khafang

۱۱:۵۶ ب.ظ.  
Anonymous ناشناس said...

نپسندیدم

هر چیز را آنطور راوی شوی که آخر کلام آنچه می خواهی بیازید ... می شود، اما سزاوار نیست. حتی اگر شریعتی باشی

۲:۱۵ ق.ظ.  
Blogger ناخدا said...

ey val , bahal bood

۴:۳۵ ب.ظ.  

ارسال یک نظر

<< Home