چهارشنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۸۵

اي چشمه اینجا درنگ مکن
میپوسي ، مرداب می شوی ، می آلایي
جاري شو
دشت هاي هموار را طي کن
دره ها را سرازیر شو
سر خود را به سنگ ها بزن ، بشکن
مایست ، پیش برو ، شلاق بخور ، هوا بخور
رودي شو
تو را اینجا نگاه نمي دارم
تشنگي سالهایم را همچنان در این کویر نگاه مي دارم
از تو نمي آشامم تا کم نشوي ، تا ضعیف نشوي
حوضچه اي ، مردابي ، آب راکدي نگردی
سر به این صحرا بگذار
از خلوت این دشت ها مهراس
آبادي ها و روییدن ها در انتظار توست
و من همچنان تشنه اینجا مي مانم
شریعتي